E html> شما شروع کن - جهان فکر
خانه / یادداشت روزانه / شما شروع کن

شما شروع کن

یادداشت روزانه درباره بدمینتون و ارتباطش با نوشتن

«بهترین نکته درباره آینده این است که به‌آرامی و روزبه‌روز از راه می‌رسد.» -آبراهام لینکلن-

وقتی می‌خواستم وارد سالن آکادمی بدمینتون محمود انصاری زنجان شوم، در حین بالا رفتند از ۳، ۴ پله و نزدیک درِ ورودی چشمم به بنری افتاد که به‌تازگی زده بودند و از دختر جوانی به‌نام «آیسان شوریده» تقدیر کرده بودند. او در رقابت‌های انتخابی تیم ملی که ۲-۴ خرداد در تهران برگزار شده بود، به‌عنوان نخستین بانوی بدمینتون‌باز تاریخ استان، جواز حضور در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویای ژاپن را کسب کرده بود. برایم جالب بود.

 

jahan-fekr-media

 

بعد ورود به سالن و تعویض لباس‌ها و کفش‌ها، مشغول گرم‌کردن خودم ازجمله چند دور دویدن دور سالن بدمینتون شدم. بچه‌های دیگر هم که جلوتر از من آمده بودند در سالن حضور داشتند و مشغول گرم کردن اولیه خودشان بودند. پس از چند دور دویدن، مربی اعلام که کرد همه  وسط زمین جمع شوند و حلقه‌ای تشکیل دهند تا گرم‌کردن اصلی با حرکات نرمشی شروع شود. این مرحله از گرم‌کردن هم  بعد یک‌ربع تمام شد. در ادامه دوبه‌دو روبه‌روی هم ایستادیم و با توپ بدمینتون و راکت به دست با حرکت‌های مختلف با همدیگر پاس‌کاری کردیم.

 

instagram

 

در آن زمان، من و نفر روبه‌رویی که به انتخاب مربی داشتیم، پاس کاری می‌کردیم. کنارمان دو نفر دیگر هم داشتند ضربات را تمرین می‌کردند. و یکی از ‌آن‌ دو نفر دختر جوانی که جلسه دومش بود و آن‌طور که در جلسه قبلی متوجه شدم، معلم مقطع دبستان بود. انگار با اتمام کلاس‌های آنلاین برای اوقات فراغت آمده که بدمینتون یاد بگیرد و بازی کند.

موضوعی که توجهم را جلب کردم این بود که او مدام حین پاس کاری، به‌خصوص موقع شروع و پرتاب، هماهنگ نبود، زمانی‌که دستش را بالا می‌برد تا توپ بدمینتون را پرتاب کند، دستش بالا می‌رفت، ولی خبری از پرتاب توپ نبود، در آن لحظه بلافاصله هم تا به خودش بجنبد توپ نقش بر زمین می‌شد. چندباری که این اتفاق افتاد. موقع شروع پرتاب که نوبت او می‌شد، نزدیک تور می‌آمد و توپ را به نفر روبه‌رویش می‌داد و می‌گفت: من نمی‌تونم بزنم، شما شروع کن.

چند نفری که آن اطراف بودیم، به او یادآور می‌‌شدیم، که دومین جلسه‌ات هست که می‌آیی، بایستی خیلی تمرین کنی، تازه اول راهی. ولی او گوشش بدهکار نبود و با نامیدی هر بار که می‌خواست شروع به پرتاب کند و وقتی توپ از دستش رد می‌شد و زمین می‌افتاد، کلافه می‌شد و می‌گفت: من نمی‌تونم.

 

telegram

 

در آن لحظه یاد اوایل یادگیری بدمینتون خودم افتادم. البته من چیزی نمی‌گفتم و شکایتی نداشتم. منتها گاهی از رفتارهای برخی بچه‌ها که با آن‌ها هم‌بازی می‌شدم اذیت می‌شدم ولی حرفی نمیزدم، نکته این است که من هم اوایل همینطور بودم و به‌تدریج بهتر شدم و این موضوع در ابتدای بازی بدمینتون طبیعی است (البته  برای تازه کارها در هر کاری از جمله ورزش، مربی و راهنما هم خیلی تأثیر دارد، خداروشکر آن روزها مربی من فوق‌العاده بود. از این تریبون بهش سلام می‌کنم 😊). خلاصه گذشت و بعد‌ گرم‌کردن و پاس‌ کاری، با انتخاب مربی به مدت یک‌ ساعت با بچه‌ها بدمینتون بازی کردیم. در نهایت هم بعد یک ساعت دوباره برای سرد‌کردن؛ وسط زمین با تشکیل حلقه، ایستادیم.

در حین سرد‌کردن، دیدم  کنار زمین، روی صندلی مربی یکی از مربی‌ها سالن بدمینتون که دوست مربی هم هست، نشسته و یک پایش را هم گچ گرفته  بود و عصایی هم کنارش بود. احتمالا حین بازی بدمینتون و آموزش دادن این اتفاق افتاده بود.

همه این‌ها گفتم که بگویم. دختر زنجانی که برای تیم ملی انتخاب شده، به‌طور حتم در ابتدای ورودش به ورزش بدمینتون تا همین مرحله که به این جایگاه حرفه‌ای رسیده با کلی موانع و ناملایمات روبه‌رو بوده و میلیون‌ها بار لحظات نامیدکننده داشته؛ ولی در اولین جلسه جا نزده و ادامه داده و به این سطح رسیده، صد البته هدف او با ما فرق داشته. چرا که هدف ما فقط برای بازی و تفریح هست. ولی به نظرم در اصل قضیه هیچ فرقی نمی‌کند، اگر به موضوعی علاقه داشته باشی از جمله بدمینتون، حتا با هزاران بار افتادن توپت، یا شکستن پایت باز عاشقانه مسیر را ادامه می‌دهی و عقب‌نشینی نمی‌کنی، چون خودت به خودت ایمان داری. پس، این نکته حتا در نوشتن و تولید محتوا هم صادق است و شعار نیست.

instagram- jahanfekr

درباره‌ی فرزانه

حتما ببینید

روزنوشت سال جدید

روز نوشت سال جدید

ساعت حوالی ۴ صبح امروز، در دهمین روز فروردین ماه سال نو (۱۴۰۵)، با صدای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *