
صبح ساعت حدودهای ۸، ۹ به بعد اینترنت و فیلترشکن درست و حسابی کار نمیکرد. مدام قطع و وصل میشد. البته صبح حدودای ساعت ۵ ، ۶ بهتر بود. خلاصه چند باری این اتفاق افتاد هر بار برای مدتی زمان هر چند کوتاه دست از کار میکشیدم. یعنی خیلی درست و حسابی نشد کار کنم.
نمیدانم شاید بهخاطر مراسم عصر امروز قبل روز تاسوعا و دسته عزاداری حسینیه زنجان این اختلال بهوجود آمده یا اینکه دلیلی دیگری دارد و سراسریست.
بماند که ۱۱ فررودین ۱۴۰۵ حدودهای چهارونیم صبح در زمان ج_ن_گ حسینیه زنجان مورد هدف قرار گرفت و بمباران و بخشی از آن تخریب شد. چند نفری هم جان خودشان را از دست دادند از جمله یک نفر امدادگر هلالاحمر (جوانی ۳۴ ساله که دو هفته بعد قرار بود پدر شود و اولین فرزندش را در آغوش بگیرد.)
خلاصه خیلی پیگیر نشدم دلیل این اختلالات چیست. گذشت و در نهایت امروز نزدیک ظهر که برای کاری بیرون رفته بودم، در مسیرم به مغازه خواربارفروشی هم سری زدم. مغازه کمی شلوغ بود. شاید بهخاطر این سه روز تعطیلیست.
در مغازه اقلامی که میخواستم را برداشتم و به سمت صفی که سه، چهار نفری در آن منتظربودن رفتم. پس من هم نزدیک پیشخوان صف ایستادم تا نوبتم شود و فروشنده خریدهایم را حساب کند و پولش را تحویل بگیرد، قبل من فروشنده داشت خریدهای خانمی را حسابوکتاب میکرد. نوبت کارت کشیدن شد.
وقتی خواست کارت بکشد، رو به افرادی که صف ایستاده بودند گفت:
– هر کسی کارت بانک ملی و صادرات داره، کارتشان نمیکشه و اختلال داره.
برای خانمی که قرار بود خریدهایش را حساب کند بانک ملی بود و فروشنده گفت:
-خانم کارت بانک ملی نمیکشه.
خانمی که همراه آن خانم بود، بلافاصله گفت:- صبح میکشید انگار یکی دو ساعت هست که این اختلال ایجاد شده.
خانم در جواب گفت: یعنی باز حککردن، یکی دو روز پیش که درست شده بود.
فروشنده دوباره یادآورد شد که الان این چندمین کارت است که نمیکشد. آن خانم سریع سری به کیف دستیاش زد و کارتی از کیف پولش بیرون کشید و گفت: بانک مسکن کارتش میکشد؟ اگر نشد مبلغ را در کاغذ برایم بنویسین و به من بدین تا کارت به کارت کنم.
-بله میکشد.
خوشبختانه کارت بانک مسکن کشید. به محض اینکه حسابش صاف شد، فروشنده سراغ نایلون دستی رفت تا خریدهای آن خانم را داخلش بگذارد و تحویلش دهد. یکی دوتا که نایلون پشتسرهم دستش آمد از قضا انگار خرابی داشتند.
فروشند در همان حال با کلافگی که بر چهره داشت گفت: ۸۰۰ تومن میدیم نایلون در آخر هم توش چندتایی خرابی داره و سالم نیست.
نوبت من شد و خریدهایم را حساب کرد و از مغازه خارج شدم.
۲ تیر ۱۴۰۵
جهان فکر نویسندهای که برای جهانی بهتر میاندیشد



