۳۰ اردیبشهت ۱۴۰۵ نزدیک ظهر در مسیر برگشت به خانه و همزمان در مسیر پیادهرو پیشرویم خانمی میان سال و مانتویی که عینک دودی به چشم داشت و شال به سر، نزدیک منی که با گوشی همراه در حال صحبتکردن بودم شد و گفت: – خانم میشه برام مبلغی رو …
بیشتر بخوانید »نوشته های تازه
یادداشت کارهای نیک روزانه نویسی
در این صفحه قرار است از این پس، کارهای نیک و مفیدی که در بین فعالیتهای روزانه خود در سال ۱۴۰۵ انجام دادم به صورت یادداشتی کوتاه در این بخش درج کنم. فهرست کارهای مفیدی که امروز انجام دادید کدامند؟ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵- روز چهارشنبه ۱-خوردن …
بیشتر بخوانید »دسترسی به اینترنت پرو
در این چند روز برای چندمین بار است که این پیام در گوشی همراهم برایم پیامک میشود و من اعتنایی نمیکنم. «کاربر گرامی، شماره تلفن همراه شما برای فعالسازی «اینترنت پرو» تأیید شده است. برای دریافت لینک پرداخت لطفاً کد زیر را شمارهگیری کنید … (و ادامه پیام را …
بیشتر بخوانید »۲۵ سال محکومیت برای نوشتن یادداشت روزانه
امروز داشتم بخشی از کتاب ۱۹۸۴ نوشته جورج اورول به ترجمه محمدرضا اکبری از انتشارات فانوس دانش را میخواندم. دقایقی شروع به خواندنش کردم و در صفحات اولیه کتاب رمان به نوشته جالبی بر خوردم که نویسنده به آن از زبان شخصیت اول داستان اشاره دارد. در ادامه آن نوشته …
بیشتر بخوانید »رونویسی از کتاب شب هول
اینروزها ساعتی کوتاه از ۲۴ ساعت شبانهروز را به تایپ از روی کتاب میگذارنم. کتابی که از روی آن رونویسی میکنم نامش «شب هول» اثر «هرمز شهدادی» است. این رونویسی ویژگیهای بیشماری دارد. مهمترینش این است که باعث میشود کتاب را آهسته و پیوسته بخوانم و اینکه دقت بیشتری بر …
بیشتر بخوانید »محتوای متنی نوشتن از ۱۰ کلمه
محتوای متنی نوشتن از ۱۰ کلمه، ماجرایش چیست؟ و از کجا شروع شد؟ چند روزیست که در شبکه امید برنامه «مجرینو» را میبینم. این برنامه را به جهت بیان نکاتی در مورد فن بیان و سخنوری دنبال میکنم. همانطور که از نام برنامه پیداست، در مورد انتخاب برترین مجری از …
بیشتر بخوانید »روز نوشت سال جدید
ساعت حوالی ۴ صبح امروز، در دهمین روز فروردین ماه سال نو (۱۴۰۵)، با صدای وحشتناک انفجار بمب از خواب پریدم. البته بماند که بعد از چند ساعت متوجه شدیم که صدای انفجار پهپاد و حمله پهپادی بوده. البته همان لحظه اول در خواب و بیداری پی بردیم، دم گوشمان …
بیشتر بخوانید »یادداشتهای یک روانشناس
بهتازگی فیلم «نورنبرگ» رو دیدم. فیلم فوقالعادهایه. فیلم ساخت ۲۰۲۵ هست و جدیدنم دوبله شده. البته فیلم زبان اصلی یا زیرنویسشدش هم تو اینترنت موجود هست. این فیلم تحت شعاع فردی بهنام «هرمان گُرینگ» نفر دوم بعد از هیتلر برای کشور آلمان در جنگ جهانی بوده و مرتکب جنایات جنگی …
بیشتر بخوانید »نویسندهای که نمیخواست وکیل باشد
چند روز پیش برادرم یک روزنامه باطله را که اتفاقی به دستش رسیده بود به من نشان داد. گفت: -این نوشته جالبی است و حتما بخوان و من هم چنین کردم. نوشته روزنامه در مورد زندگی نامه ژول ورن بود. از آنجاییکه من به زندگینامه افراد معروف و شهره علاقه …
بیشتر بخوانید »نکتههایی از کتاب رمان مشعل سنگین
دختری بهنام سو که در داستان مشعل سنگین، قهرمان ماجراست. او فردیست که زندگی راحتی داشته و با دیدن فیلمها به دنیای حرفه پرستاری علاقهمند میشود و میخواهد افرادی را با خدمترسانی و پرستاری نجات دهد. او میخواهد از زندگی بیهیاهو خود و درمیان تماشای فیلمهای که در دنیای خیالی …
بیشتر بخوانید »کارآموزی که تجربه شد
فروردین پارسال در حدود ۲ ماه در دورهای در مورد محتوا شرکت کردم که خود دوره و همه بخشهایش برایم مفید و پرفایده بود بهویژه نظم و تعهدی که در برگزاری دوره آنلاین از سوی برگزارکنندههایش وجود داشت. و نیز بر این باورم بابت آن مبلغی که در آغاز ثبتنام …
بیشتر بخوانید »دست فروشی که دستی گرفت
در پیادهرو داشتم مسیرم را به جلو میرفتم که در چند قدمی من پیرمرد دستفروشی بساطش را کناری پهن کرده بود. بساط کوچکی داشت. از جوراب مردانه، زنانه بگیر تا چند تکه جنس دیگر از این دست در بساطش میفروخت. البته یک وزنه هم کنارش بود تا اگر کسی خواست …
بیشتر بخوانید »روشی موثر برای نوشتن رمان
«آنتونی ترولوپ، بعد از نوشتن اولین رمانش در سال ۱۸۴۷، با سرعتی باورنکردنی به نوشتن ادامه داد و در طول سیوهشت سال بعد چهلوهفت رمان، هجده اثر غیرداستانی، دوازده داستان کوتاه و مجموعهای از مقالات و نامهها منتشر کرد. ترولوپ با نوشتن در فواصل پانزدهدقیقهای به مدت سهساعت …
بیشتر بخوانید »نون تو کافه هست
زمانی که به سالن بدمینتون میروم در مسیر پیادهرویم در کوچهی نزدیک سالن از کنار مغازهای میگذرم که حدود یک سالی بسته بود. قبل بستهشدن در آن مکان نان سنگک میپختند. پس از چند ماه بسته ماندن بلافاصله داخلش را بازسازیکردن و تغییر کاربریش دادند و خلاصه از حالت مکانی …
بیشتر بخوانید »دریافت رسید پیامکی
یکشنبه، ۱۱ خرداد ۱۴۰۴، طرف صبح لپتاپم را برای تعمیر به مکان موردنظرم بردم. چند سالیست که همان جا میبرم. طبق گفته تعمیرکار، تعمیرش یکروز طول میکشد. منتظر بودم بعد تحویلدادن لپتاپ به آنها و گفتن نام – شماره تماس رسید دریافت کنم. حتا از هزینه تعمیر هم مطلع شدم، …
بیشتر بخوانید »
جهان فکر نویسندهای که برای جهانی بهتر میاندیشد









