
امروز در فرصتی که داشتم فایل صوتی از محمدرضا شعبانعلی (فعال حوزه مدیریت، بازاریابی و مذاکره) را از کانال تلگرامش گوش دادم. موضوع فایل صوتی در مورد «مهارت یادگیری» بود. درحین گوش دادن، سعی میکردم نکات مهم را یادداشت بردارم.
تصمیم گرفتم این نکات را در جهان فکر فرزانه کردلو هم با شما مخاطبین به اشتراک بگذارم:
در صحبتهای اولیهی فایل صوتی، محمدرضا شعبانعلی با این موضوع شروع کرد که در بحث یادگیری موضوعات، چه رفتاری از خودمان نشان میدهیم. در همان دقایق ابتدایی ماجرا، یک سوال برای خودمان طرح کنیم، آیا حاضریم بدون هیچ اطلاعی به سمت یادگیری هر دانش و مهارتی برویم؟ یا اینکه از همان ابتدا خودمان را با زرهی فولادی با این عنوانی مجهز میکنیم که من این موضوعات و فلان موضوعات را بلدم، و قصدی هم برای کنار گذاشتن اطلاعات قبلی ندارم. به اصطلاح با توپ پر به میدان کارزار میرویم.
در ادامه آقای شعبانعلی از از این گفت که منابع یادگیری هم مهم است. قصد داریم برای یادگیری موضوع از چه منابعی استفاده کنیم؟ در همان ابتدا بایستی هدفمان یادگیری از منابع محدود، معدود و منتخب باشد.
مهارت یادگیری، مهارت انتخاب هوشمند اطلاعات، دور ریختن اطلاعات بیاهمیت و همچنین پذیرش تناقض، تضاد، تعارض، ابهام است.
در ادامه صحبتها، محمدرضا شعبانعلی از تکنیکهای مهارت یادگیری به چند مورد اشاره کرد:
۱-یادگیری از هر موضوع یا مهارتی را برای خودمان شرطی کنیم. بهطور مثال، در یک محل مشخص درس بخوانیم و مطالعه کنیم، روی تخت کتاب نخوانیم، در حال درازکش در تخت گوشیمان را چک نکنیم و… .
۲-از چندکارهگی برای یادگیری هر مهارت و دانشی پرهیز کنیم، جز موسیقی گوش دادن که موثر است. البته آن هم شرایط خودش را دارد. برای هر کاری هم نمیشود موسیقی را در متن کارهایمان بگنجانیم.
۳-برای یادگیری هر موضوعی، حداقل و حداکثر زمان یادگیری برای خودمان تعیین کنیم.
۴-از کانالهای مختلف برای یادگیری اثربخش استفاده کنیم. بهطور مثال نگوییم، من شنیداری هستم و فقط باید فایل صوتی گوش دهم و محتوای متنی نمیخوانم. یا نگوییم من با تصویر همه چیز را بهتر یاد میگیرم. پس، خودمان را در مسیر یادگیری محدود به یک کانال نکنیم. به این شیوه مغزمان را تنبل نکنیم و بالعکس به آن فشار بیاوریم که بتوانیم از همه کانالهای متنوع وجودیمان برای یادگیری بهره ببریم.
۵- برای یادگیری هر موضوعی یا از همان ابتدا سوالی داشته به دنبال یافتن جوابی برای سوالمان باشیم. یا اینکه در مسیر و بعد یادگیری برای خودمان سوال طرح کنیم. و مورد بعدی اینکه موضوعی را یاد بگیریم که در آن لحظه یا در آینده نزدیک به آن نیاز داریم. همیشه از خودتان بپرسید. برای چی دارم این موضوع یا مهارت یاد میگیرم؟ تا برای مغز مشخص باشد.یا از همان ابتدا «نیازی» دارید، یا اگر ندارید، برای خودتان «نیازی» ایجاد کنید.
او در پایان فایل صوتی از یادگیری تطبیقی حرف به میان آورد. یادگیری تطبیقی یعنی بهجای جستجوی تضادها، بهدنبال یافتن تشابهها و بهکار بردن آن نکته تشابهها در مسیر کاری خودمان است.
و در پایان به این موضوع هم اشاره کرد، دلیل دارد که در بحث آموزش خلاقیت، وقتی به ما میخواهند خلاقیت را یاد دهند، میپرسند، به غیر از حوزه کاریت چه کتابهایی، چه مجلاتی، چه سایتهایی غیر مرتبط را سر میزنید. مطمئن باشید پرسیدن این سوالات برای تفریح و تنوع نیست. همه اینها برای این است که مهارت تطبیقیتان را بسنجند و در ادامه راهکارهایی برای تقویت آن به شما ارائه دهند.
برای همین است که متاسفانه وقتی میآییم با یک نفر که حوزه روانشناسی فعالیت میکند و بحث در مورد رفتار مصرفکننده میشود، بر میگردد میگوید این بحثهای تجاری ر ا با من نکن، من موضوعیم خرید و فروش نیست، موضوع من انسان است، شما این اشتباه را نکنید و محدود در حوزه کاریتان نشوید. در نهایت یادگیری تطبیقی برای کسانی است که به یادگیری فکر میکنند و بایستی برایش وقت بگذارند و تمرین کنند.
محمدرضا شعبانعلی در آخر صحبتها هم به این نکته اشاره کرد که یادگیری تطبیقی را تمرین کنیم. همین امروز بگردیم و ببینیم در مسیر یادگیری در اطرافمان از چیزهایی میتوانیم الهام بگیریم. این کار باعث میشود خودمان را فقط محدود به حوزه کاریمان نکنیم و از موضوعاتی که در ظاهر به کار و زندگی ما ارتباطی ندارد، تشابههایش را دریابیم و از آن درس بگیریم. بهطور مثال شما بهعنوان فرد و شرکت میتوانید از رفتار یک منشی در رشد کارتان الهام بگیرید. پس، شما از یک فرد، فرهنگ، شرکت، کشور، صنعت درسهای خودتان را بگیرید و سرلوحه کارتان قرار دهید. بنابراین نگویید من چون در حوزه مارکتینگ کار میکنم، موضوع استراتژی به کارم نمیآید و … .
جهان فکر نویسندهای که برای جهانی بهتر میاندیشد



